تبليغاتX
♥♥♥بیا2کوچه مون♥♥♥

♥♥♥بیا2کوچه مون♥♥♥

ما2تا عاشق دیونه دهکده عشق

حسرت داشتن تو

مثل اون وقتا هنوز دلم برات لك مي زنه                  حسرت داشتن تو ، پير شده ، عينك مي زنه
صورتم سرخ شده بود ، اما حالاکبود شده                  جدايي يه عمر داره توي اون چك مي زنه
اوني آه من نمي خواستمش ولي منو مي خواست       منو مي بينه يه وقت ، دوباره چشمك مي زنه
يادته مشروط دوست داشتن تو شدم يه عمر ؟                  هنوزم کامپيوتر داره برام تك مي زنه
حالا که گذشت و رفتي و منم تموم شدم                 مث تو کي آدمو جاي عروسك مي زنه ؟
ديشب از خواب پريدم خوب شد ، آخه ديدم يكي             داره به ماشين تو ، هي گل ميخك مي زنه
تو که تنها نبودي ، يكي پيشت نشسته بود                بگذريم اين دل من هميشه با شك مي زنه
اوني که بهم مي گفت دوست دارم دوسم نداشت             ديده بودم واسه ي دختره سوتك مي زنه
باورت مي شه هنوز عاشقتم اون روز خوب           مي زنه « تولدت مبارك » دل هنوز واست
تو زياد دوسم نداشتي ، خوب مقصر نبودي             کي مياد امضا زير قول يه کودك مي زنه ؟
نه که بچه ها بدن ، پاك و زلاله قلبشون              ولي نبض عقلشون يه قدري کوچك مي زنه
فكر نكن فقط تويي رسمه يه وقتا حوصله            ميره آسمون ، خودش رو جاي لك لك مي زنه
دختر همسايه مون ، نمي دونه دوس نداري            داره دور قاب عكست گل و پولك مي زنه
نه که فكر کني به تو نظر داره ، مي کشمش            مثلا داره رو زخمام گل پيچك مي زنه
کارش اين نيس ، طفلكي شب تا سپيده مي شينه          گل و بوته و شكوفه روي قلك مي زنه
راستي من چرا تو نامم اينا رو به تو مي گم               نمي گم گوشاي رؤيام ديگه سمعك مي زنه
جز واسه نوار تو که توش صداي نازته             به نفس هام طعم عطر سيب قندك مي زنه
نامه مو جواب نده ، دوسم نداشته باش ولي         نذا اصلا نزنه قلبي که اندك مي زنه
پيش هيچ کسي نرو ، حلقه دس کسي نكن          چون گناهه ، من هنوز دلم برات لك مي زنه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1390ساعت 10:46  توسط ♥zizi$jobi  | 

مثل هیچ کس

مث اون موج صبوری که وفا داره به دریا

تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا

چه قدر تازه و پاکی مث یاسای تو باغچه

مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه

تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر

مث اون حرفی که ناگفته میمونه دم آخر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390ساعت 11:49  توسط ♥zizi$jobi  | 

دوست دارم=====>>>>I LoVe yOu

بخدا دوست دارم

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 19:59  توسط ♥zizi$jobi  | 

رفتیو از رفتن تو

بگیر این گل از من یاد بودی      که تنها لایق این گل تو بودی

فراوان امدند این گل بگیرند       ندادم چون عزیز من تو بودی

آخر مطلب قبلی هم که خودت گذاشتی رو بخون

دوستت دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مرداد 1390ساعت 8:7  توسط ♥zizi$jobi  | 

گاهی گمان نمی کنی ومی شود

گاهی نمی شود ... که نمی شود!

گاهی هزار کتاب دعا بی اجابتست

گاهی نخوانده قرعه به نام تو می شود

گاهی گدای گدایی و محتاج روزگار

گاهی تمام شهرگدای تو می شود.

شاید باور امروز ما            بشه خیال فردای ما

شاید که باور نداریم ما         دروغ هم زیباس اما نه با عشق ما

اینو داشته باشیم ما          میشه فردا رو هم زیبا ببینیم ما

اما حیفه این همه دروغ ما              میشه خیال کرد توی رویای ما

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 0:42  توسط ♥zizi$jobi  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 19:33  توسط ♥zizi$jobi  | 

گل

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 12:39  توسط ♥zizi$jobi  | 

دوریم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 12:37  توسط ♥zizi$jobi  | 

♥جدایی/بیمار♥

عشقم میخاد جداشه              میخاد دیگه نباشه

میخاد مثل یه ابری            

تو آسمون دلم                یه مدتی نباشه

اگه که نباشه               دلم از هم میپاشه

لابد میخادهمیشه            از دل من جداشه

لعنت به جاده شب              کاش دیگه منم نباشم

مگه میخام بعد عشق            همدم ستاره ها شم

چقد دلم بی آره              به پای دل اون هنوز بیماره

وای وای دلم بیماره2

دارم میرم

تا که نگه اون که بیماره

دوسش دارم                 اما دل اون که خبر نداره

همش میگه فک نمیکنم               به این دل بیچاره

برو دلت یه عالمه بیماره

دارم میبارم              اما خبر نداری

من که بیدارم       اما تو که خابی

داری تو خابت               رویاهاتو میبافی

اما من گریه هامو          میگیرم نکنه بریزه روی گونه م

مگه این گلوم            چقد تحمل بغضاموداره

باید بزاره که چشام یه ریز بباره

        ҉҉҉҉҉҉҉               ϡ Ϡ

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1390ساعت 18:4  توسط ♥zizi$jobi  | 

يك حقيقت تلخ


يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره
يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره
يه نفر مي شينه و اسكناساشو مي شمره
مي خواد امتحان آنه آه تا داره يا نداره
يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش
اون يكي اتاقشون واسه همه جا نداره
بابا مي خواد واسه دخترش عروسك بخره
انتخابم مي آنه ، پولشو اما نداره
يكي دفترش پر از نقاشي و خط خطيه
اون يكي مداد براي آب و بابا نداره
يكي ويلاي آنار درياشون قصره ولي
اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره
يكي بعد مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد
مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره
يه نفر تولدش مهمونيه ، همه ميان
يكي تقويم واسه خط زدن رو روزا نداره
يكي هر هفته يه روز پزشكشون مياد خونش
يكي داره مي ميره ، خرج مداوا نداره
يكي انشاشو مي ده توي خونه صحيح آنن
يكي از بر شده درد و ، ديگه انشا نداره
يه نفر مي ارزه امضاش به هزار تا عالمي
يكي بعد عمري رنج و زحمت امضا نداره
تو آلاس صحبت چيزي مي شه آه همه دارن
يكي مي پرسه آخه چرا مال ما نداره
يكي دوس داره آه آارتون ببينه اما آجا
يكي انقد ديده آه ميل تماشا نداره
يكي از واحداي بالاي برجشون مي گه
يكي اما خونشون اتاق بالا نداره
يكي جاي خاله بازي آلاس شنا مي ره
يكي چيزي واسه نقاشي ابرا نداره
يكي پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
يكي طاقت واسه ي صدور ويزا نداره
يكي فكر آخرين رژيماي غذاييه
يكي از بس آه نخورده شب و روز نا نداره
يكي از بس شومينه گرمه مي افته از نفس
يكي هم براي گرماي دساش ها نداره
دخترك مي گه خدا چرا ما .... مادرش مي گه
عوضش دخترآم ، او خونه ليلا نداره
يه نفر تمام روزاش پر رنج و سختيه
هيچ روزيش فرقي با روزاي مبادا نداره
يكي آزمايش نوشتن واسش ، اما نمي ره
مي گه نزديكياي ما آزمايشگا نداره
بچه اي آه تو چراغ قرمزا مي فروشه گل و
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤيا نداره
يه نفر تمام روزا و شباش طولانيه
پس ديگه نيازي به شباي يلدا نداره
ياد اون حقيقت آلاس اول افتادم
دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره
راستي اسمو واسه لمس بهتر قصه مي گم
مليكا چه چيزايي داره آه رعنا نداره ؟
بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره
يه چيزايي داره توش آه توي دنيا نداره
هميشه تو دنيا آلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره
خدا به هر آسي هر چيزي دلش مي خواد بده
همه چي دست اونه ، ربطي به شعرا نداره
آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا
اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره
آاش يه روزي بشه آه ديگه نشه جمله اي ساخت
با نمي شه ، با نمي خوام ، با نشد ، با نداره

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:18  توسط ♥zizi$jobi  | 

اخرین قسمت

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
من و باش شعر و نوشتم واسه آي
تويي آه گفتي شما رو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:17  توسط ♥zizi$jobi  | 

قسمت بعدی

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرف خيلي عاشقونه نمي خوام
دل رسوا و ديوونه نمي خوام
يا تو ، يا هيچكس ديگه به خدا
خدا هم خودش مي دونه ، نمي خوام
خرداد و اردي بهشت و نمي خوام
بي تو من اين سرنوشتو نمي خوام
يكي پرسيد اگه آخرش نشه
حتي اين خيال زشتو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
بي تو چيزي از اين عالم نمي خوام
تو فرشته اي من آدم نمي خوام
مي دوني خيلي زيادي واسه من
هميشه عادتمه ، آم نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:16  توسط ♥zizi$jobi  | 

قسمت بعدی

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
فالاي جور واجور رو نمي خوام
نامه هاي راه دور و نمي خوام
واسه چي برم ستاره بچينم
ماه من تويي آه نور و نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
آذر و خرداد و تير نمي خوام
آدماي سر به زير نمي خوام
من خودم تو چشم تو زندونيم
حق دارم بگم ، اسيرو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:15  توسط ♥zizi$jobi  | 

قسمت بعدی

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
شعراي ساده و تازه نمي خوام
اونكه مي گه اهل سازه نمي خوام
من دلم مي خواد تو رو داشته باشم
واسه ي اينم اجازه نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
سفر دور جهانو نمي خوام
رنگاي رنگين آمانو نمي خوام
لحظه و ساعت عمر من تويي
تو آه نيستي من زمانو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:15  توسط ♥zizi$jobi  | 

قسمت بعدی

نفسم تويي هوا رو نمي خوام
چشم شرقي سياهو نمي خوام
صورتاي مثل ماهو نمي خوام
آخه وقتي تو تو فكر من باشي
حق دارم بگم گناهو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوا رو نمي خوام
حرفاي نقره اي رنگ رو نمي خوام
او دو تا چشم قشنگو نمي خوام
حتي اون آه بلده شكار آنه
صاحب تير و تفنگو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:14  توسط ♥zizi$jobi  | 

قسمت بعدی شعر قبل

نفسم تويي هوارو نمي خوام
من آسي با قد رعنا نمي خوام
چشاي درشت و گيرا نمي خوام
دوس دارم قايق سواري رو ، ولي
جز تو از هيچ آسي دريا نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
موهاي خيلي پريشون نمي خوام
آدم زيادي مجنون نمي خوام
مي دوني چشم منو گرفتي و
جز تو هيچي از خدامون نمي خوام
من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:14  توسط ♥zizi$jobi  | 

من تو رو مي خوام اونا رو نمي خوام

عطر زرد گل ياس رو نمي خوام
نمره ي بيست آلاسو نمي خوام
من فقط واسه چش تو جون مي دم
عاشقاي بي حواسو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام
نفسم تويي هوارو نمي خوام
عشق رو نقطه ي جوشو نمي خوام
دوره گرد گل فروشو نمي خوام
اوني آه چشاش به رنگ عسله
مجنون خونه به دوشو نمي خوام
من تو رو مي خوام اونارو نمي خوام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1390ساعت 14:13  توسط ♥zizi$jobi  | 

هواي رفتن

مي خوام يه قصري بسازم
پنجره هاش آبي باشه
من باشم و تو باشي و
يه شب مهتابي باشه
امشب مي خوام از آسمون
ياسهاي خوشبو بچينم
امشب مي خوام عكس تو رو

تو خواب گل ها ببينم

کاشكي بدوني چشمات رو
به صد تا دنيا نمي دم
يه موج گيسوي تو رو
به صد تا دريا نمي دم
کاش تو هواي عاشقي
هميشه پيشم بموني
از تو کتاب زندگي
حرفاي رنگي بخوني
حتي اگه دلت نخواد
اسم تو ، تو قلب منه
چهره تو يادم مياد
وقتي که بارون مي زنه
امشب مي خوام براي تو

يه فال حافظ بگيرم اگر که خوب در نيومد
به احترامت بميرم
امشب مي خوام رو آسمون
عكس چشات رو بكشم
اگر نگاهم نكني
ناز نگات رو بكشم
مي خوام تو رو قسم بدم
به جون هر چي عاشقه
به جون هر چي قلب صاف

رنگ گل شقايقه
يه وقتي که من نبودم
بي خبر از اينجا نري
بدون يه خداحافظي
پر نزني تنها نري
وقتي که اينجا بموني
بارون قشنگ و نم نمه
هواي رفتن که کني
مرگ گلهاي مريمه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390ساعت 14:33  توسط ♥zizi$jobi  | 

taghdim be2 zizi jan

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 23:12  توسط ♥zizi$jobi  | 

براي ديدن تو

براي ديدن تو نقره ي ماهو چيدم
تا آسمون هفتم به خاطرت دويدم
براي ديدن تو. آسمونو شكافتم
ستاره چشيدم تا طعمشو شناختم
برا ديدين تو خارا رو سجده آردم
به جاي چشم ابرا سوختم و گريه آردم
براي ديدن تو پاييز شدم شكستم
برف زمستون شدم رو بامتون نشستم
براي ديدن تو از درياها گذشتم
دور ضريح عكست شب تا سپيده گشتم
براي ديدن تو شدم مث پنجره
اشاره هات محاله از ياد چشمام بره
براي ديدين تو سوار موجا شدم
چون تو رو داشته باشم هميشه تنها شدم
براي ديدن تو عمري مسافر شدن
به اجترام اسمت رفتم و شاعر شدم
براي ديدن تو خط آشيدم رو تقدير
نگات مث يه صياد منو آشيد به زنجير
براي ديدن تو سنگا رو شيدا آردم
طلسما رو شكستم راها رو پيدا آردم
براي ديدن تو ، تو جنگلا گم شدم
بازيچه ي نگاه ساآت مردم شدم
براي ديدن تو خيلي چيزا شنيدم
خيلي آارا رو آردم اما تو رو نديدم
براي ديدن تو رفتم تو باغ شعرا
سراغ فال حافظ ، دنبال شعر نيما
براي ديدن تو چه دردايي آشيدم
تبم رسيد به خورشيد ، تموم شدم ، بريدم
براي ديدن تو از خواب گل و پروندم
چه شبها مثل مجنون تو دشت و صحرا موندم
براي ديدن تو چه قصه ها آه داشتم
سر و رو شونه ي رنج چه روزا آه گذاشتم
براي ديدن تو قامت غصه خم شد
انگار آه قحطي اومد هر چي به جز تو آم شد
براي ديدن تو نياز نبود بگردم
تو هر جا با من بودي پس تو رو پيدا آردم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 12:19  توسط ♥zizi$jobi  | 

خلوت

تازه اول راه اومدم بود

ولی آخرش کسی عاشقم نشده بود

آخرش همین بوده

گذشته از سرنوشتم

تو روزگار برفی        خندیده بودم امشب

شده اشکامم سیاه         به رنگ تلخیه شب

تورو &دوست میدارم در این شب سرد&

×××××دوست دارم×××××

عشقم پایان نداره واسه همینه که دلم یه عالمه بیقراره

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 11:55  توسط ♥zizi$jobi  | 

صبورم هنوز

ز چشمت اگر چه آه دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
ااگر غصه باريد از ماه و سال
به ياد گذشته صبورم هنوز
شكستند اگر قاب ياد مرا
دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره ي دردهايم نشد
پر از فكر راه عبورم هنوز
ستاره شدن آار سختي نبود
گذشتم ولي غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام
پر از ياد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نكردم خودت گم شدي
من شيفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگي ساده نيست
در اين عرصه مردي جسورم هنوز
اگر آوك ماهور با ما نساخت
پر از نغمه ي پاك و شورم هنوز
قبول است عمر خوشي ها آم است
ولي با توام پس صبورم هنوز

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 11:52  توسط ♥zizi$jobi  | 

دیدار

زندگی را تو بساز

             نه بدان سان که بسازند وپذیری بی حرف

زندگی یعنی عشق

زندگی یعنی جنگ

                     تو بدین عشق بجنگ

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم خرداد 1390ساعت 10:48  توسط ♥zizi$jobi  | 

بيا ، باشه

مي خوام يكي رو بكشم ، چشاش مث شما باشه
قاش چشم شما ، فقط بايد خدا باشه
من مي دونم نمي دونيد چقدر شما رو دوس دارم
آم آمش فكر مي آنم قد ستاره ها باشه
من شنيدم مي خواين از عشقتون دس بكشم
واسه يه عاشق مي تونه اين بدترين بلا باشه
من مي دونم اونكه مي خواين بايد چيا داشته باشه
چشاش بايد سبز و موهاش رنگ خود طلا باشه
اما مي خوام واسه يه بار جاي شما نظر بدم
آاش به جاي اينا يه آم عاشق و مبتلا باشه
من هميشه تو رؤياهام سوالي از شما دارم
چرا مي خواين دساي من از دساتون جدا باشه ؟
راستش مي ترسم وليكن ، شما آسي رو دوس دارين ؟
الهي آه تصورم واسه آره ، خطا باشه
الهي آه يه روز بگيد دوسم داريد حتي يه آم
تنها تقاضام از خدا ،شايد همين دعا باشه
انقد دلم مي خواد يه بار بهم بگيد آجا بودي ؟
بگم آه جز پيش شما دل مي تونه آجا باشه
آخر يه شب جواب داديد به نامه هاي بارونيم
مثل شما فقط مي شه تو شهر قصه ها باشه
شاهزاده ي روياهاي نقره اي و خيس شبام
شما سفيديد ، همه ي دنيا بايد سيا باشه
آوه بلند بيستون ، با هفت تا طاق آسمون
بايد پيش چشم شما بشكنه ، خم شه ، تا باشه
صداي نازتون داره ، قلب منو مي لرزونه
مگه مي شه اين لرزيدن فقط مال صدا باشه ؟
يه جور تو قلبم اومديد آه راه برگشت نداريد
فكر مي آنم اين اومدن فقط آار خدا باشه
يه عصر پاييز بذاريد سر بذارم رو شونتون
بذايد اين ديوونتون مثل پرنده ها باشه
ديگه گذشته از جنون ، رد شدم از ديوونگي
يقين دارم آه جام بايد توي بيابونا باشه
پشت در قلب شما ، نشستم و در مي زنم
خدا آنه واسه من ، ديوونه اونجا باشه
به چشماي درياييتون ، يه آم دقيق نگا آنيد
شايد يه ماهي اونجاها تو عالم شنا باشه
نگاتون آخر منو آشت به هر آي آه ديديد بگيد
بذاريد اسمم لااقل جز ديوونه ها باشه
ديوونه اي آه واستون عمرشو ، جونشو گذاشت
تا آه يه بار بهش بگيد من مي خوامت بيا باشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 10:17  توسط ♥zizi$jobi  | 

به خاطر تو

آخر يه روز دق مي آنم فقط به خاطر تو
دنيا رو عاشق ميكنم فقط به خاطر تو
شب به بيابون مي زنم فقط به خاطر تو
رو دست مجنون مي زنم فقط به خاطر تو
عشقت رو پنهون مي آني فقط به خاطر من
من دلم رو خون ميكنم فقط به خاطر تو
تو گفتي عاشقي بسه
دنيا برام يه قفسه
گفتي آه عشق يه عادته
دلم پر از شكايته
گفتي مي خواي بري سفر
خيره شدن چشام به در
من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو
من مي شينم به پاي تو فقط به خاطر تو
به من تو گفتي ديوونه فقط به خاطر من
حرفت به يادم مي مونه فقط به خاطر تو
از خوبيات آم ميكني
قلبم رو پر پر مي آني
گفتي آه از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
از خوبيات آم ميكني
قلبم رو پر پر مي آني
گفتي آه از سنگه دلت
از من و دل تنگه دلت
ازم گرفتي فاصله فقط به خاطر من
دست آشيدم از هر گله فقط به خاطر تو
گفتي آه از اينجا برو فقط به خاطر من
مي رم به احترام تو فقط به خاطر تو

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 0:9  توسط ♥zizi$jobi  | 

خيال

ديشب دوباره ديدمت اما خيال بود
تو در آنار من بشيني محال بود
هر چه نگاه عاشق من بي نصيب بود
چشمان مهربان تو پاك و زلال بود
پاييز بود و آوچه اي و تك مسافري
با تو چه قدر آوچه ما بي مثال بود
نشنيد لحن عاشق من را نگاه تو
پرواز چشم هاي تو محتاج بال بود
سيب درخت بي ثمر آرزوي من
يك عمر مانده بود ولي آال آال بود
گفتم آمي بمان به خدا دوست دارمت
گفتي مجال نيست و ليكن مجال بود
يك عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود
سهم من از عبور تو رنج و ملال بود
چيزي شبيه جام بلور دلي غريب
حالا شكست واي صداي وصال بود
شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد
اما نه با خيال تو بودم حلال بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1390ساعت 0:7  توسط ♥zizi$jobi  | 

یه روزایی تو خاطرت                            منم میشم یه خاطره
اون روزا رو یادت میاد                  که خوش بودیم باهمدیگه
عزیزه من تنها نری                        که تنهایی مال منه
غم عشقوتنهایی                         همیشه دنبال منه
این عشقو تنهایی ما            باهمدیگه جور نمیشه
این عشق ماس    که تنهایی رو یادش میاد.همیشه
      اما ای عزیزه من چرا من باید
      تا به ابد عاشق تو بمونم
    اما تو اینو هیچ وقت ندونی
   بهم بگی عزیزه من
 برو  نمیتونی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:59  توسط ♥zizi$jobi  | 

تنم از حادثه خسته                                  دلم از غصه شکسته
یه مسافر غریبم                                  راهی یه راه دورم
ناجیه شکسته بالم                         که تویی تنها نشستی
ای که واسه خاطر من                دل مردمو شکستی
پره بغض و گریه بودم             تو رسیدی تابخندم
واسه پیدا کردن تو        دل به جاده ها می بندم
______
راهیه یه کوره  راهم       کوله بارو عشقو بستم
دیگه از خودم بریدم                 دیگه از آینه خستم
تویی کعبه ی  وجودم              دور چشمه ی تو گشتم
نکن از دلم گلایه                            باید از تو می گذشتم
______
میخام این عشق قشنگو                          از نگاهت  پس بگیرم
نمیخام مثل پرنده                                     توی  یک  قفس بمیرم
ای نگاهه آبی ناز                             کاش تو مهربون نبودی
میون این همه آدم                           تو یه هم زبون نبودی
لحظه ی گذشتن از تو                 آخرین لحظه ی دیدار
واسه تو از تو گذشتم               همینو میگن یه ایسار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:57  توسط ♥zizi$jobi  | 

ای قبله ی من خاک در خانه ی تو        بی منت می,مستم زه پیمانه ی تو
ای قبله ی من خاک در خانه ی تو        دردام توام,بی زحمت دانه ی تو
هم خسته وبیمارم در حال منی       تو شعرو آوازی در یاد منی
ای  تو هوای هرنفس             عشق تو میورزمو بس
دل کنده ام از همه کس       پناه من تویی و بس
تا در دل تو زنده ام    ا ز عالمی دل کنده ام
در خود رها گشتن خوش است               درتو پناه گشتن خوش است
ای قبله ی من خاک در خانه ی تو       دردام توام بی زحمت دانه ی تو
تویی تویی بهانه ام                                شاعر هر ترانه ام
شعله ی شوریدگی ام                تویی تویی زبانه ام
تو زخمه ی سازه منی       صدای آواز منی
رفته منو راز منی          نقطه آغاز منی
بر جان من آتش بزن                           ای عشق من ای عشق من
باید تو باشی آتشم                             تا تن در این آتش کشم
من تو شوم تو قصه هام             تا من بسوزانن مرا
بی برگ ازتو مردن است               این معنی عشق من است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:55  توسط ♥zizi$jobi  | 

گل ها ی غم

نری نری تو از کنارم         گل غم و غصه رو
      توی این دلم میکارم
   با بودن تو این گلا خشکیده میشن
ولی توی نبودت               سر به فلک کشیدن
    بیا این گلا رو خشک کن
  حتی بوی بدشون هم ازم دور کن
که با بوی بدشون هم          نمیتونم زنده بمونم
بیا این گلارو ازم بگیر     من دیگه طاقت ندارم
   که عاشق تو,منم که بیقرارم
ازهمه گلا دورم              وقتی که تورودارم

   @دوست دارم@

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 23:52  توسط ♥zizi$jobi  |